![]() |
![]() |
|
| شمالی بوی بارون داره خونش |
|
همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند گرگهايي كه لباس پدري ميپوشند آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند عشق را همه با دور كمر ميسنجند خب طبيعي ست كه يك روز به پايان برسد عشقهايي كه سر پيچ خيابان برسد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:50 توسط آرش |
|
|
سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:46 توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من آرش بچه شمال هستم از اینکه به من سر می زنید ممنونم
باز هم منتظر حضور سبزتان هستم. گرگانی ها بفرمایند |
| پیوندهای روزانه |
|
بهداشت وخانواده آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مهستي از بين ما رفت |
|
RSS
|
FreeCod Fall Hafez