![]() |
![]() |
|
| شمالی بوی بارون داره خونش |
|
اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد. گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش. هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش. احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من. آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 0:13 توسط آرش |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 14:8 توسط آرش |
|
|
اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد. گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش. هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش. احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من. آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 0:18 توسط آرش |
|
|
به نظر شما درست كه اين زبون بسته رو اينقدر بار بزنيم
اين عكس رو تازه همين امروز با كلي خواهش از صاحب الاغه تونستم بگيرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 0:43 توسط آرش |
|
|
بياييد در اين شب و در اين ساعات شب قدر براي خودمون
و تمام بيماران دعا كنيم كه شايد خودمان هم محتاج همين دعاها باشيم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 23:6 توسط آرش |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 0:57 توسط آرش |
|
|
سلام خدمت تمام دوستان اميدوارم در اين شبهاي قدر نهايت استفاده رو كنيد و بقول بزرگان كوله يك سالتون رو ببنديد قبول باشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 20:24 توسط آرش |
|
|
بفرمایید :
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21:36 توسط آرش |
|
|
واقعا این موقع شب خیلی خوبه مگه نه؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 23:36 توسط آرش |
|
|
اس ام اس (پیامک ) توپ میخوای بیا تو
در ضمن معرفتت رو هم با یه نظر نشون بده - برو ادامه مطلب . . . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:38 توسط آرش |
|
|
زندگي رفيق نيمه راه شد پنجره اسير يك نگاه شد طاق هاي سقف اعتماد ريخت خانه آرزو تباه شد
سهم من كه از زمانه اين نبود حدس مي زنم كه اشتباه شد نقشه ات گرفت سر نوشت ره زندگي رفيق نيمه راه شد........... . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 23:30 توسط آرش |
|
|
مرام فقط مرام لوتی ********** عشق فقط عشق فاطی
این عکس رو هم حتما ببینید ماه رمضون ها - تو ادامه مطلب. . . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 23:22 توسط آرش |
|
|
*********************** چه درديست در ميان جمع بودن ولي در گوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون كوه بودن ولي در چشم خود آرام شكستن
براي هر لبي شعري سرودن ولي لبهاي خود همواره بستن
به رسم دوستي دستي فشردن ولي با هر سخن قلبي شكستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
ولي در بطن خود غوغا داشتن *********************************** |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 23:4 توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من آرش بچه شمال هستم از اینکه به من سر می زنید ممنونم
باز هم منتظر حضور سبزتان هستم. گرگانی ها بفرمایند |
| پیوندهای روزانه |
|
بهداشت وخانواده آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مهستي از بين ما رفت |
|
RSS
|
FreeCod Fall Hafez