تبليغاتX
باور کنید واقعیته. . .
شمالی بوی بارون داره خونش

 یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی و خانم گوهر الشریعه دستغیب داشتند برای افتتاح یک تونل جدید مترو می رفتند. اتفاقا هدیه تهرانی هم به عنوان نماینده هنرمندان با آنها بود. در همین موقع قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد.

اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد.

گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش.

هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش.

احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من.

آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 0:13  توسط آرش | 

چند تا عکس با حال و جالب

 

حتما ببینید    برو تو ادامه مطلب . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 14:8  توسط آرش | 
یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی و خانم گوهر الشریعه دستغیب داشتند برای افتتاح یک تونل جدید مترو می رفتند. اتفاقا هدیه تهرانی هم به عنوان نماینده هنرمندان با آنها بود. در همین موقع قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد.

اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد.

گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش.

هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد احمق می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش.

احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من.

آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 0:18  توسط آرش | 
به نظر شما درست كه اين زبون بسته رو اينقدر بار بزنيم

Image Hosted by ImageCraze.com

اين عكس رو تازه همين امروز با كلي خواهش از صاحب الاغه تونستم بگيرم 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 0:43  توسط آرش | 

 سلام خدمت تمام دوستان

 

بياييد در اين شب و در اين ساعات شب قدر براي خودمون

 

و تمام  بيماران دعا كنيم كه شايد خودمان هم محتاج همين دعاها باشيم

 

 خدايا از ما قبول بفرما

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 23:6  توسط آرش | 

 تقديم به سيب كوچولو و تمام دوستان:

يادتون نره شب قدر

ما رو هم دعا كنيد

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 0:57  توسط آرش | 

 

سلام خدمت تمام دوستان

 

اميدوارم در اين شبهاي قدر نهايت استفاده رو كنيد

 

و بقول بزرگان كوله يك سالتون رو ببنديد

 

قبول باشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 20:24  توسط آرش | 

بفرمایید :

Image Hosted by ImageCraze.com

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21:36  توسط آرش | 
                   

                     

واقعا این موقع شب خیلی خوبه مگه نه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 23:36  توسط آرش | 
 

اس ام اس (پیامک ) توپ میخوای بیا تو

 

در ضمن معرفتت رو هم با یه نظر نشون بده  -  برو ادامه مطلب . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:38  توسط آرش | 

زندگي رفيق نيمه راه شد

 پنجره اسير يك نگاه شد

 

 طاق هاي سقف اعتماد ريخت

 

خانه آرزو تباه شد

 

 سهم من كه از زمانه اين نبود

 

 حدس مي زنم كه اشتباه شد

 

 نقشه ات گرفت سر نوشت ره

 

 زندگي رفيق نيمه راه شد........... .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 23:30  توسط آرش | 
 

مرام فقط مرام لوتی   **********    عشق فقط عشق فاطی

Image Hosted by ImageCraze.com

 این عکس رو هم حتما ببینید ماه رمضون ها - تو ادامه مطلب. . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 23:22  توسط آرش | 

***********************

چه درديست در ميان جمع بودن      ولي در گوشه اي تنها نشستن

 

براي ديگران چون كوه بودن        ولي در چشم خود آرام شكستن

 

براي هر لبي شعري سرودن       ولي لبهاي خود همواره بستن

 

به رسم دوستي دستي فشردن      ولي با هر سخن قلبي شكستن

 

به نزد عاشقان چون سنگ خاموش 

 

 ولي در بطن خود غوغا داشتن

***********************************

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 23:4  توسط آرش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من آرش بچه شمال هستم از اینکه به من سر می زنید ممنونم
باز هم منتظر حضور سبزتان هستم.
گرگانی ها بفرمایند

پیوندهای روزانه
بهداشت وخانواده
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
مهستي از بين ما رفت
پیوندها
وین رونی
علی دی جی
امین شب خیز
سارینا- یه گرگانی دیگه
گرگان شهر عشق - آقا مسعود
عكاسي از گرگان -آقاي ندري
عشق مرجان
گرگاني اصيل ايول داره - رضا پيشرو
پسري آواره - حميد
خبر و عكسهاي ورزشي
مرجان خانم
روانشناسي براي همه - بهشهر
قانون فاصله
خانه دوستي - مهسا خانم
باغ ستاره - فائقه
گيس بريده - خان باجي خودم
غریبه - بهانه قشنگ من
سی سی وی اس
خدا و عشق - نیایش
بهترین عکسها با آیدا و آزی
فرياد
عشق - احسان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

كمياب ترين كدهای جاوا برای وبلاگ نويسان

pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" />

FreeCod Fall Hafez

خدمات وبلاگ نویسان جوان