![]() |
![]() |
|
| شمالی بوی بارون داره خونش |
|
پروانه صفت دور جهان گرديدم نامردم اگر مرد به دوران ديدم به يكرنگي تخم مرغ چيزي نديدم آنرا هم شكستم و دو رنگي ديدم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 20:14 توسط آرش |
|
|
كوچه برفي است و رد پايي كه بر نگشته است
مرا به ياد تو مي اندازد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 20:12 توسط آرش |
|
|
ازحنجره هاي خسته صحبت نكنيد با ني لبك شكسته صحبت نكنيد وقتي كه به انتظار عادت داريم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 20:10 توسط آرش |
|
|
نردبان اين جهان ما ومني است عاقبت اين نردبان افتادنيست لاجرم آنكس كه بالاتر نشست استخوانش سخت ترخواهد شكست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:51 توسط آرش |
|
|
من و تو اي همه خوب من و تو اي همه ناز كه چكد از نگهم بر نگهت موج نياز همچو دو عقربه – گاه شماري – هستيم روز و شب در پي هم در تك و تاز پايمان بسته بهم – ليك افسوس افسوس – سرمان بر سر يك بالين نيست بستر سينه ام از پيكر مهتابي تو – سخت خالي ماندست دست اين - گاه شمار روي اين انگشتري آغوشم – پيكر همچو برليان ترا ننشانده است ********************** من و تو اي همه عشق همچو دو عقربه يك ساعت – پايمان بسته بهم ليك يكشب سرمان بر سر يك بالين نيست وه چه لذت بخش است – ظهر اين گاه شمار – با همه تاب و تبش و از آن زيباتر – حالت نيمشبش. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 19:44 توسط آرش |
|
|
زبانم را نميفهمي ، نگاهم را نميبيني ز اشكم بيخبر ماندي و آهم را نميبيني سخنها خفته در چشمم ، نگاهم صد زبان دارد سيه چشما – مگر طرز نگاهم را نميبيني؟ سيه مزگان من – موي سپيدم را نگاهي كن سپيد اندام من – روز سياهم را نميبيني پريشانم ، دل مرگ آشيانم را نميجويي پشيمانم ، نگاه عذرخواهم را نميبيني گناهم چيست جز عشق تو ؟ روي از من چه ميپوشي ؟ مگر اي ماه – چشم بيگناهم را نميبيني؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 19:43 توسط آرش |
|
|
گفتم : چه بايد ديده را ؟- گفتا كه : ديدن گفتم : چه شايد بهر دل؟- گفتا: تپيدن گفتم : چگونه عاشقان را ميشناسي؟ گفت : از نگاه مات و رنگ از رخ پريدن گفتم كه : من گلچينم اي سر تا بپا گل گفتا : بمان در پاي گل تا وقت چيدن گفتم : چه باشد - بوسه گاه – زندگي بخش؟ گفتا كه : چال – گونه – وقت گزيدن گفتم : بدو – زيباتر از زيبا – كدام است؟ گفتا : مرا در خانه آيينه ديدن گفتم : بگو شيرين ترين آسودگي چيست؟ گفتا : بدنبال پريرويان دويدن گفتم : شعاعي سرزد از پيراهنت ،گفت : |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 19:40 توسط آرش |
|
|
داني كه چرا زميوها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست آن زردي و سرخي كه در آن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي روي دوست
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 1:41 توسط آرش |
|
|
من از خار لب ديوار فهميدم كه ناكس ، كس نميگردد از اين بالا نشينها وزآن نرگس افتاده برخاك فهميدم كه كس،ناكس نمي گردد ازاين پايين نشينها |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 0:55 توسط آرش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 1:48 توسط آرش |
|
|
هاي آدمهاي خوشبخت منو تماشا كنيد، به من ميگن سيه بخت آرزوهام جون جون تو دشت سينه مردن منو چرا اي خدا جون با خودشون نبردن اون زمونا خوب يادمه ،تو اون خونه صفا بود تو اون خونه كه تاريكه ،يه قلب با وفا بود يه روز دو تا چشم سياه، اومد تو سرنوشتم عاشق شدم رو قلب خود اسم اونو نوشتم عاشق شدم ندونستم كه عاشقي، جنونه آدم ميشه دربه درو حيرون تو اين زمونه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 1:40 توسط آرش |
|
|
دود اگر بالا نشيند كسرشان شعله نيست جاي چشم ابرو نگيرد گرچه او بالاتر است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 1:28 توسط آرش |
|
|
از اينكه به اين وبلاگ سر زديد متشكرم ، باز هم منتظرتون هستم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:27 توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من آرش بچه شمال هستم از اینکه به من سر می زنید ممنونم
باز هم منتظر حضور سبزتان هستم. گرگانی ها بفرمایند |
| پیوندهای روزانه |
|
بهداشت وخانواده آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مهستي از بين ما رفت |
|
RSS
|
FreeCod Fall Hafez